مهر پاک
بهترین پاکی و راستی
|
|
نوشتن یا ننوشتن، مسئله این است! خیلی وقته که می خوام یه اعتراف صادقانه داشته باشم. یه اعتراف در محضر دوستانی که از پشت همین صفحه شیشه ای باهاشون آشنا شدم و یا اونهایی که سابقه آشنایی باهوشون داشتم . می خوام بگم که خیلی برام عزیزید؛ کم نبودند لحظه هایی که برای دریافت کامنت هاتون لحظه شماری می کردم. اون زمانی که با صبوری ناله ها و غر زدن هام رو تحمل می کردید و دلداریم می دادید. می دونید؟ وبلاگ نویسی برای من نوعی نوشتن درمانی بود. درمان آن احساسات بر انگیخته ای که هیچ چیز جز نوشتن نمی تونست آرومش کنه و هیچ جا جز وبلاگ نمی تونست مکان غیر رسمی ابرازش باشه! به نظر میاد که دوره درمان تمام شده! و من دوره نقاهت رو به خوبی پشت سر گذاشتم! اگر می دونستید که سر زدن هاتون به این وبلاگ چه نقشی در روحیه من داشته، به خودتون می بالید. می دونید؟ من دوباره شدم همون عالیه قدیمی! یک آدم افراطی در کار! وقتهای اضافه هم اگر داشته باشم، بیشتر مطالعه می کنم. فعلن بد جور افتادم تو خط ادبیات اروپا! به هر حال فکر می کنم، با این نحوه وبلاگ نویسی، بهتره که لااقل برای مدتی تعطیلش کنم. ممنونم از همه تون و آرزو می کنم هر جا که هستید، شاد و سلامت باشید. خدا نگهدار نوشته شده توسط عالیه | لینک ثابت | موضوع: |
هزار خورشید رو خالد حسینی نویسنده جوان افغانی ساکن آمریکا که به خاطر کتاب "بادبادک باز" خود ناگهان شهرت جهانی یافته، دومین کتاب خود را با نام " هزار خورشید رو" وارد بازار کرد. ورود این کتاب به ایران با چندین ترجمه همزمان همراه بود. هزار خورشید درخشان و هزار خورشید تابان نامهای دیگر این کتابهای ترجمه شده اند. کتاب بادبادک باز که جزء پر فروشترین کتابهای سالهای اخیر آمریکاست حال و هوای دو مرد افغانی را نشان می دهد و کتاب هزار خورشید رو، در مورد دو زن افغان است. من این دو کتاب رو همزمان هدیه گرفتم. اول دومی رو خوندم و بعد اولی! فقط ۴ روز من ۹۰۰ صفحه این دو کتاب رو خوندم. اونقدر داستان جذاب بود و پر کشش که گاه تا ساعت ۲ بامداد منو بیدار نگه می داشت. واما نقدی بر این دو کتاب:
خالد حسینی در این دو کتاب ضمن بیان آشفتگی های ناشی از دوره های مختلف حضور نظامیان شوروی، حکومت مجاهدین، طالبان و حمله آمریکاییها و نقش آنها در دربدری و بیچارگی ملت افغان ،بی هیچ ابایی، عقب ماندگی های فرهنگی در افغانستان را در قالب داستانی واقعی در مقابل دید خواننده قرار می دهد. حال و هوا و فضای دو کتاب بسیار به هم شبیه است. نقد تلویحی اوضاع سیاسی چند دهه اخیر افغانستان و نقش آن در بدبختی و بیچارگی غیر قابل تصور مردم این کشور، آنقدر در دو کتاب شبیه است که برای من که دو کتاب را در فاصله کوتاهی از هم خوانده ام به نظر میامد که حتی جملات مشابهی را برای این بیان استفاده کرده است! این تشابه حتی در به تصویر کشیدن فضای فیزیکی داستان هم دیده می شود! مثلن وقتی از ماجرایی در شهر پیشاور پاکستان میگوید از نام خیابان و میدانی مشابه در دو کتاب استفاده می کند، انگار که نویسنده واقعن فقط نام این دو مکان را در پیشاور می شناسد و برای شناخت بیشتر هم به خود زحمت نداده است! خالد حسینی یک نویسنده آماتور است. او که شغل اصلیش پزشکی است، بنا به اظهارات خودش هدف از نوشتن این دو کتاب، نشان دادن چهره واقعی مردم افغانستان و شرایط این کشور در چند دهه اخیر در پیش چشم جهانیان است، تا جهانیان بدانند که کشوری که امروز به خواستگاه تروریسم جهانی معروف است، خود بزرگترین قربانی تاخت و تاز قدرت های جهانی و تروریسم بوده است! از این نظر، نویسنده در هدف خود بسیار موفق بوده است. ولی به نظر می رسد که او هر چه را در چنته داشته،در کتاب اول رو کرده است و در کتاب دوم به غیر از اینکه قهرمانان داستان به جای مردان، زنان افغانستان هستند، چیز بیشتری را در راستای این هدف به خواننده ارائه نمی دهد. به نظر می رسد خالد حسینی به غیر از هدف اصلی خود که در فوق ذکر شد، یکسری دغدغه های ذهنی شخصی هم دارد که در شخصیت پردازی هر دو داستانش به آن می پردازد. او که در نوجوانی کشور خود را ترک و به آمریکا مهاجرت می کند، هیچوقت به معنای واقعی آمریکایی نمی شود و همیشه بین برخی سنتهای افغانی و عقلانیت غربی در جدال است! او برای برخی باورهای مذهبی و سنتی دلیل عقلانی قابل قبولی نمی یابد، لذا با ظرافت خاصی نقض آن باورها را در شخصیت داستانهایش به نمایش می گذارد. به عنوان مثال در هر دو داستان ما شاهد فرزندان نامشروعی( حرامی)هستیم که بر خلاف اعتقادات مذهبی و سنتی، پلیدی و ناپاکی را به صورت یک سرنوشت محتوم با خود به این دنیا نمی آورند. آنها گاه در مقایسه با فرزندان مشروع از فضیلت اخلاقی و کرامت انسانی بیشتری برخوردارند. هر انسانی که پای بر زمین خدا می گذارد مختار است و می تواند راه خیر یا شر را در پیش بگیرد. او در جایی در کتاب هزار خورشید درخشان می نویسد:" ...و این پایان مشروعی برای آغازی نامشروع بود". ... عواقب شوم تعصبات نژادی و مذهبی نیز یکی دیگر از دغدغه های خالد حسینی است. او نشانه های شوم این تعصبات را نه تنها در بین شیعه و سنی، هزاره ای و پشتون دنبال می کند، بلکه آن را در برخورد مردم آمریکا با مهاجرین افغانی نیز که در پشت نقاب مبارزه با تروریسم پنهان است، به دید می آورد. شخصیت های داستان های خالد حسینی واقعی ِ واقعی اند. بدون مظلوم نمایی یا ظالم نمایی مطلق! ترکیب و معجونی از خیر و شر! او این ترکیب را با ظرافت در اعمال شخصیت ها نشان می دهد چنانکه آنها را واقعی تر و غیر قابل پیش بینی تر می کند و خواننده را به دنبال خود می کشد. داستانهای خالد حسینی در یک کلام، قصه زندگی است! مقولاتی چون عشق، آرزو، گناه، مرگ ، بار سنگین سنت و ... در ان رخ می نماید.
من با اشتیاق تمام، این دو کتاب رو خوندم. پابه پای شخصیت های آن پیش رفتم. با شادیهاشون شاد شدم و با غم هاشون گریه کردم. گاهی آنقدر فضای ظلم ظالم و تسلیم ناگزیر مظلوم برایم سنگین می شد که فشار اون رو در قفسه سینه ام به شدت حس می کردم! خودم رو جای شخصیت کتاب می گذاشتم و وقتی راهی برای تغییر وضعیت نمی یافتم، ناامیدانه و مظلومانه تسلیم می شدم و اشک گرم را بر گونه هایم حس می کردم!... مردن در اوج!
«فقط مرغهاي دريايياند كه از توفان نميهراسند، حتي وقتي در ميان درياها جهت خود را گم ميكنند و جايي براي نشستن پيدا نمی كنند، آنقدر بال ميزنند كه توفان فرونشيند و زميني براي نشستن بيابند يا در همان اوج جان ميدهند، آنكه در ميان امواج ميافتد مرغ دريايي نيست... مرغ دريايي در اوج ميميرد... آخرين توان خود را صرف اوج گرفتن ميكند تا سقوط را نبيند... » آندره مالرو
پ.ن:مرگی چنینم آرزوست! نوشته شده توسط عالیه | لینک ثابت | موضوع: |
بدون شرح! اشتري با مورچه ايي همراه شد . به آب رسيدند . مورچه پاي باز كشيد . اشتر گفت چه شد ؟ گفت : آب است . اشتر پاي در نهاد و گفت : بيا سهل است . آب تا زانوست . گفت : ترا تا بزانوست ، مرا از سر گذشته است!! کمک کنید پلیز! چند وقتی است که دنبال ثبت یه نام تجاری (برند) برای گروه محصولات غذایی هستم. چند تا نام پیشنهاد دادم رد شده! شما می تونید کمک کنید و یه نام به من پیشنهاد بدید که:
۱- فارسی باشه ۲-تلفظش راحت باشه ۳- خوش آهنگ باشه ۴- در زبانهای اصلی دنیا به راحتی تلفظ بشه و معنی بدی نداشته باشه ۶- راحت توی ذهن بشینه ۵-مناسب برای محصولات غذایی سالم و ارگانیک باشه ۶- و مهمتر از همه تکراری نباشه. یعنی الان برند اختصاصی کسی نباشه. در ضمن اگر اسم پیشنهادی شما انتخاب شد. علاوه بر اجر معنوی از طرف من یه جایزه خوب هم دارید:) نوشته شده توسط عالیه | لینک ثابت | موضوع: |
|
|